سلام...خوب بیدید؟
بچه ها من یه طرح جدید دارم. اون هم این هست که وبلاگ ما موضوعات مختلف رو در بر بگیره.
داخل هر پست یه موضوع مستقل خواهیم زد ...مثلا یکی ادبی باشه و یکی هری پاتری.
چون من در وبلاگ وارث ولمورت شریکم و داستان می زنم...آدرسش: اینجا کلیک کنید
تازه در خبرگزاری ihpnn که البته هنوز راه اندازی نشده و فرهاد عزیز داره راهش می اندازه هم خبرنگار شدم پس فعلا زیادی هری پاتری هستم.پس بهتره تو زمینه های دیگه هم فعالیت کنم.
راستی آقا مصطفی
من هری رو تا عمر دارم کنار نمی ذارم.من عاشق هری ام و نمی تونید جلوم را بگیرید.واقعا ممنون که از اول یار و یاور بودی و همیشه به ما سر می زدی...امیدوارم از این به بعد هم باشی
من از آپ بعدی کارم رو شروع می کنم. اما حالا نتایج نظرسنجی قبلی:
{ نظر سنجی } |
| بهترین بازیگر هری پاتر از نظر شما کیست؟ |
دانیل رادکلیف(هری) ( 4رای، 25%)
 |
اما واتسون(هرمیون) ( 7رای، 43%)
 |
روپرت گرینت(رون) ( 0رای، 0%)
 |
مرحوم هربس(دامبلدور قدیم) ( 0رای، 0%)
 |
گمبون(دامبلدور جدید) ( 1رای، 6%)
 |
تام فلتون(دراکو) ( 1رای، 6%)
 |
گری الدمن(سیریوس) ( 3رای، 18%)
 |
خوب نظرسنجی بعدی که در رابطه با فیلمهای ایرانی بود و هفت تا صعود کردند برگزار می شه.پایین صفحه وبلاگ اون رو ببینید.
اما آخرین اخبار هری پاتری از سایت جادوگران:
۱-اولدمن به جمع بازیگران هری پاتر اضافه شد......۳ اسفند ماه
جامجم آنلاين: گري اولدمن هم به جمع بازيگران «هريپاتر» پيوست.اين بازيگر انگليسيتبار سينما يكي از نقشهاي اصلي پنجمين قسمت اين مجموعه فيلم فانتزي نوجوانانه به نام «هري پاتر و محفل ققنوس» را بازي ميكند. اين فيلم توسط كمپاني برادران وارنر تهيه ميشود.
البته اولدمن با مجموعه فيلم «هري پاتر» بيگانه نيست. وي در يكي دو قسمت قبلي فيلم در نقش سيريوس بلاك ظاهر شده است و از آنجا كه اين كاراكتر در قسمت پنجم فيلم بازگشتي دوباره دارد ، اولدمن هم به تركيب بازيگران فيلم اضافه ميشود...
در ادامه متن ...
ديويد هيمن تهيهكننده فيلم ميگويد: «ما اول صحنههايي را فيلمبرداري ميكنيم كه اين كاراكتر در آنها حضور ندارد. در اين مدت اولدمن با تمرين نقش بلاك خودش را آماده حضور در جلوي دوربين ميكند. ما هميشه مايل بوديم كه او نقش سيريوس بلاك را بازي كند و نميخواستيم اين نقش را به بازيگر ديگري واگذار كنيم.»
به نوشته نشريه هاليوود ريپورتر ، كاراكتر سيريوس بلاك در قسمت سوم هريپاتر به بينندگان سينما معرفي شد. او در قسمت چهارم نقش كوتاهتري داشت.
لازم به يادآوري است كه مجموع بازيگران «هري پاتر» براي بازي در 4 قسمت فيلم قرارداد همكاري داشتند و كمپاني برادران وارنر براي قسمت 5 فيلم با تمام بازيگران خود دوباره قرارداد امضا كرد.
منبع:جام جم آنلاین
۲-مصاحبه با آقای مالکی مدعی دزدی ادبی..۵ اسفند
مالکی :
"هري پاتر را از روي دست من دزديده اند!"
"اصلا فكرش را هم نمي كردم كه كسي به نوشته هاي من دست بزند، چون به نظر خودم اصلا شاهكار نبودند."
آقایان عادل اعطا و احسان اسيوند مصاحبه ای با آقای حسین مالکی ،مدعی دزدی ادبی سری داستان های هری پاتر انجام میدهند که در روزنامه همشهری جوان به چاپ میرسد. توجه شما را در ادامه به این مصاحبه جلب میکنیم.

وكيل هاي جي كي رولينگ با صراحت مي گويند وقتي يك كتاب ناگهان آن قدر موفق شد كه تمام دنيا مشتري اش شدند و به زبان هاي متعدد ترجمه شد، مطمئنا سر و كلة يك عده پيدا مي شود كه فكر مي كنند آن كتاب موفق از روي ايده هاي آن ها نوشته شده. دليل و مدرك مي آورند، شباهت ها را توي بوق مي كنند و به فكر شكايت مي افتند. اين وكيل ها كه لابد خيلي هم از موكل شان پول مي گيرند، استدلال هايي هم دارند. مثلا مي گويند آن بيرون توي دنياي نشر صدها هزار جلد كتاب چاپ مي شود. توي خيلي هايش هم ممكن است بشود اسم ها يا تم هايي پيدا كرد كه با مال مجموعه كتاب هاي هري پاتر شباهت دارد. چرا هميشه وقتي يك كتاب مثل هري پاتر مي تركاند و موفق مي شود، اين آدم ها يادشان مي آيد توي كتابشان چي نوشته بوده اند؟چرا خود اصل اين كتاب ها به هيچ جا نرسيده اند و حتي در سطح محدود هم مشهور نشده اند؟
با اين حال تقريبا از وقتي كه جلد چهارم هري پاتر قرار بود بيايد و جلد سوم، ركوردهاي فروش را جابه جا كرده بود، از اين طرف و آن طرف صداهايي بلند شد. از چين، از آمريكا، از خود انگلستان و چند جاي ديگر. اين صداها مدعي بودند ايدة داستان هاي هري پاتر، آن قدرها هم اوريجينال نيست و از روي كارهاي آن ها اقتباس شده. بعضي از اين آدم ها آن قدر پايه بودند كه رولينگ را به دادگاه هم كشاندند. اما به هر حال، كار سختي است اگر بخواهي زورت به انتشارات بزرگي مثل اسكولاستيك و شركت عظيمي مثل تايم وارنر برسد. حالا كه يك نمونة ايراني از اين صداها هم پيدا شده، مي شود دوباره به قضيه فكر كرد. اين كه موفقيت هاي رولينگ چقدر به ايده هاي خودش مربوط مي شود؟ ممكن است او واقعا داستانش را از اين طرف و آن طرف دنيا بلند كرده باشد؟ و از آن طرف، كساني كه ادعا مي كنند ايده هايشان دزديده شده، چقدر راست مي گويند؟
مصاحبه:
سناريويي كه قرار است ما و شما باور كنيم، اين است. خانم جي كي رولينگ، از حدود 20 سال پيش يعني حوالي 1985 ميلادي و دهه 60شمسي، وقتي 21 ساله بوده، آقاي حسين مالكي را تحت نظر داشته. سپس از طريق يكي از وزراي سابق فرهنگي جمهوري اسلامي به نوشته هاي شخصي او كه هيچ جا منتشر نشده و فقط در جعبه اي در دفتر شركتي در تهران بوده، دسترسي پيدا مي كند. او با استفاده از اين نوشته ها مجموعة هري پاتر را مي نويسد و مشهور مي شود.
اين كه اين سناريو چقدر منطقي است و اصلا چطوري ممكن است نوشته هاي فارسي آقاي مالكي از دست رولينگ سر دربياورند و او آن ها را كتاب كند، اين را خودتان قضاوت كنيد.
ماجرا از كجا شروع شد ؟چطوربه اين نتيجه رسيديد كه هري پاتر ربطي به نوشته هاي شما دارد؟
اوايل هري پاتر را نخوانده بودم. سال 81 يكي از دوستانم به من گفت داستان هري پاتر، شباهت هاي زيادي با داستان هايي كه قبلا از تو خوانده ام، دارد. كنجكاو شدم و با هم نشستيم و بررسي كرديم. مثلا ديديم كه اين داستان، خيلي شبيه داستان وسوسه است كه سال 66 من نوشته بودم و در روزنامه اطلاعات چاپ شده بود.
البته قبل از وسوسه، دو رمان نوشتم بودم. يكي از آن ها شبه رماني بود كه خاطرات من از كودكي تا 27سالگي را دربر مي گرفت. نقطة پايان آن، سال 66 بود كه چاپ نشده است. اما از مواردي كه من در آن دست نويس ها اشاره كرده ام و مشابه كاراكتر هري پاتر است، اين است كه من نوشته ام هميشه در نوجواني جلوي آيينه مي رفتم؛ يا ويژگي هاي ظاهري كه اين ها همه اش شبيه هري پاتر است.
شما كه نمي خواهيد ما باوركنيم شباهت دو شخصيت در حد رفتن جلوي آينه، آن هم درمتني كه هيچ وقت چاپ نشده ،دليل خوبي براي ادعاي سرقت ادبي يك رمان شش هفت جلدي است؟
خب ...اين ها چاپ نشده اند. من اين ها را براي خودم نوشته ام و قصد چاپشان را هم نداشته ام. اين دست نوشته ها در اصل، منولوگ هايي (تك گويي هايي) هستند با يكي از برادرهايم كه شهيد شده است.
چه ربطي به هري پاتر دارد؟
در آن خاطرات، جزئيات زيادي هست. مثلا من به اين نكته اشاره كرده ام كه دهم مرداد 1354 به خاطر يك جريان غير منتظره، من اولين سفر خودم را از خرمشهر با گروهي از دوستانم انجام دادم؛ با قطار به مقصد رامسر. من در آن دست نوشته ها شرح و توصيف هايي دارم از سفر كه شبيه هري پاتر است و گاه عينا در كتاب اول آمده.
مثلا اگر توجه كنيد، هري پاتر در دهم شهريور (اول سپتامبر) به اولين سفر خود مي رود، با يك اختلاف يك ماهه با دهم مرداد. خانم رولينگ بارها از اين تكنيك استفاده كرده اند. مثل استفاده از فضاهاي هم خانواده، مثلا جايي كه در مورد آتش خوردن و آتش پس دادن مرد غول نماي پالتو پوش آمده و شبيه داستان وسوسه است. اين ها خاطرات من هستند.
دست برداريد! اينكه شخصيت هاي داستان شما هم مثل شخصيت هاي هري پاتربا قطار اين طرف وآن طرف مي روندكه دليل نمي شود.لابدهم از اين به بعد هر داستاني كه شخصيت اولش دهم يك ماه به مسافرت بروداز روي دست شما كپي كرده؟تازه شما كه اين ها راچاپ نكرده بوديد.اصلا بگوييد ببينيم چرا اين ها چاپ نشده بود؟
چون زندگي نامه من بود و من بعضي از مسائل خصوصي ام را در آن نوشته بودم. همان طور كه پيشتر هم گفتم، و اگويه اي بود ميان من و برادرم.
حالا اين واگويه ميان شما وبرادرتان ، چطوري از دستان خانم رولينگ سر درآورده؟
من سال 66 تا 68 در تهران در يك شركت كه متعلق به يكي از دوستانم بود، كار مي كردم و دوستم از ماجراي داستان ها و خاطرات من خبر داشت. رمان راه گريز را هم كه همزمان با خاطراتم نوشته بودم، تنها او و برادر ناتني اش خوانده بودند.
نوشته هاي من در جعبه اي بود كه نه قفل داشت و نه بند. اصلا فكرش را هم نمي كردم كه كسي به آن ها دست بزند، چون به نظر خودم اصلا شاهكار نبودند. ولي مطمئن بودم كه موضوعات بكري در آن ها هست، مثل چهل روز اشغال خرمشهر و... و به نظر من آغاز كپي برداري از نوشته هاي من، يا همان سرقت، همان جا صورت گرفت. چون من دو سال آن جا بودم و دو سال، زمان كمي نبود. من به همين خاطر، سال 1381 شكايتي به وزارت ارشاد فرستادم با اين مضمون كه از دست نوشته ها و داستان هاي من استفاده شده است.
حتي نوشتم كه يك فيلمساز كه از مستند سازهاي بزرگ و با سابقة كشور هم هست و امسال هم مستندي در جشنواره فجر داشت، به من گفته است اين نوشته ها از يك مجرا به دست فيلمسازها هم رسيده و ورسيون هايي از آن ها برداشته شده است.
سال 66خانم رولينگ ،يك دختر معمولي وگمنام 22ساله انگليسي بوده.چطور مي توانسته به نوشته هاي شماكه در جعبه اي در شركتي در تهران مخفي شده بوده دسترسي پيدا كند؟اصلا چرا بايد اين كار رامي كرده
ببينيد، شباهت هاي كتاب خانم رولينگ با نوشته هاي من زياد است. مثلا از دوست من عكس هايي هم موجود است، عكس هايي كه در خرمشهر و قبل از مهاجرت گرفته شده اند و در زمان نوجواني ماست. دقيقا داراي همان شباهتي است كه هري پاتر و دوستش رون دارند. در آن عكس، شما عينا يك جوان لاغراندام مي بينيد كه موهايش روي پيشاني اش است و موهاي دوستم هم قرمز است. آن دوست من و برادر ناتني اش با سينماگرها و نويسندگان رابطه داشتند. او حتي من را به دفتر هفته نامه سينما برد و من را به يك كارگردان معرفي كرد كه بعدها فهميدم فريدون جيراني بوده است. من آن موقع مي خواستم رمان گريز را به او بدهم، ولي ندادم.
يعني مي خواهيد بگوييدخانم رولينگ به آلبوم خانوادگي شماهم دسترسي داشته واز روي آن كپي كاري كرده؟تازه هنوز هم نگفتيدرولينگ چطوري نوشته ها و عكس هاي خانوادگي شما را بلند كرده؟
اين موضوع را همان مستندساز بزرگ گفت. آن فيلمساز، فيلمي ساخته بود كه از ايده ها و گزاره هاي رمان مدار جنون استفاده كرده بود. آن فيلمساز اعتراف كرد كه ايده هاي من را يك نفر به او داده و آن يك نفر هم از بزرگان عرصة فرهنگ است و امروز ساكن لندن. من ابتدا باور نمي كردم و شوكه شدم، اما بعدها نشانه هايي ديدم كه ثابت مي كرد آن كارگردان درست مي گفته.
من مدتي پيش به آن فرد فرهنگي، اي ميل فرستادم به انگلستان، با اين مضمون كه از شما دلخورم. او در جواب مي خواست به من بقبولاند كه اين ها همه سوءتفاهم است. مي گفت داستان هاي من را نديده، اما من مطمئن ام همين آدم است كه كتاب هاي چاپ نشده، دست نوشته ها و داستان هاي كوتاه چاپ شده و نشده ام را به خانم رولينگ رسانده.
يعني چه؟آخر چرا اين آدم بايد اين كار را بكند؟وبعد هم چرا برساند دست رولينگ كه قبل از چاپ كتاب هايك بيوة تنها و ناموفق بوده و كسي نمي شناخته اش؟
در كتاب خانم رولينگ اشاره مي شود كه هري نمي داند تحت نظر است، اما تحت نظر است، و من تصور مي كنم كه يك حالت مبهم وجود داشته باشد. من آدم ناشناخته اي نبوده ام و داستان هاي من در روزنامه اطلاعات چاپ مي شدند. داستان هايي هم بودند كه نقد مي شدند، جايزه هم مي گرفتند. به نظر من اين زير نظر قرار دادن من از همان روزنامة اطلاعات شروع شده؛ از سال 68 كه كارم را شروع كردم.
ي خيال! يعني خانم رولينگ از وقتي 24ساله بوده شما را تحت نظر داشته؟اصلاچه مدركي داريد كه خانم رولينگ با آن فرد فرهنگي در ارتباط است؟
من مدركي ندارم، ولي فكر كنم همين كه ايشان الان در انگلستان است، كافي باشد. من الان چهار سال است خودخوري مي كنم كه حرفي نزنم كه براساس احتمالات باشد و تهمت به كسي نزنم. به اين خاطر كه خواسته ام كسي از اين حرف ها استفاده نكند. اين برايم خيلي مهم است. اصل داستان از اين قرار است كه داستان هايي را به تدريج از يك نويسندة گمنام به دست مي آورند و در طول دو دهه، يعني 60 تا 80 كپي برداري مي كنند.
شما اين حرف ها را جاي ديگري هم مطرح كرده ايد؟
من قبلا شكايتي به وزارت ارشاد و ادارة ارشاد شيراز نوشتم. آقاي سازگارنژاد (نمايندة سابق شيراز) تصريح كردند كه حقوق من را به خاطر استفاده از نوشته هايم بايد بدهند. من همان موقع از فيلمسازهايي كه از آثار من استفاده كرده بودند، اسم بردم. مثلا يكي از فيلم نامه نويسان بنام كشور كه شاگرد آن ذي نفوذ فرهنگي بود، بخشي از رمان تنهايم مگذار را به عنوان فيلم نامه انتخاب كرد و بعدها سريال شد. يا دنيا، بچه هاي بد، ملاقات با طوطي، و... نمي خواهم بيش از اين بگويم چون اسم هاي ديگري مطرح مي شود و درست نيست.
ما هم موافقيم .بيش از اين نگوييد!
مختصری از کتاب
شب يلداست و جواني افسرده، منزوي و بي خانواده در طبقة دوم آپارتمان شان نشسته است. ناگهان فردي پالتو پوش با كتاب هاي زيربغل ظاهر مي شود.
پالتوپوش آدمي است كوتاه قامت و پهن. پسر از حضور اين مرد در اتاقش وحشت مي كند و از مرد مي پرسد: تو كي هستي؟ و در جواب مي شنود: آمده ام كه تو را نجات بدهم، چون تو فرياد كشيدي. ... او به پسر مي گويد كه پسرك جادوگر است، درست مثل خودش. و براي اثبات حرف هايش به سمت شومينه اي مي رود كه شعله هايش در حال زبانه كشيدن اند. سرش را داخل شومينه مي كند و آتش را مي بلعد. برمي گردد و روي مبل مي نشيند.
اين بخشي از طرح داستان وسوسه يا ساحر ، نوشتة حسين مالكي است كه در ششم دي ماه، 1368 در صفحه 6 روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده است. به نظر او،همين كه جوان مورد نظرمنزوي است و در طبقه دوم آپارتمانش زندگي مي كند،دليل خوبي براي كپي كاري رولينگ از روي دست او محسوب مي شود.
حسين مالكي كه روزنامه نگار، نويسنده و شاعر است، ادعا مي كند كه بخش هاي زيادي از سري داستان هاي هري پاتر، شباهت زيادي با داستان ها و دست نوشته هاي او دارد و اصلا شخصيت هري پاتر، چه از لحاظ فيزيك، و چه از نظر ذهني، شباهت زيادي با دوران نوجواني خودش دارد. به عنوان مثال، رمان مدار جنون كه در حقيقت، نوشته اي فانتزي از زندگي حسين مالكي است و به دوران جواني او مي پردازد، دربارة پسركي چشم آبي است كه پدرش را در نوزادي به خاطر شرارت هاي شخصي به نام هاني از دست مي دهد، از مادر جدا مي افتد و با عمو و زن عمو و پسرعمويش زندگي مي كند.
يوسف چشم آبي كه در اتاقي متروكه، كنار آشپزخانه روزگار مي گذراند، بعدها پي مي برد كه پدربزرگ اش با جني به نام طنطل دوست بوده است و طنطل او را در برهه اي از زمان، مورد حمايت خود قرار مي دهد.
هاني كه پدر و خواهر يوسف را از بين برده، نسبت به يوسف كينه اي دارد و در مراحل مختلف، با او به جدال مي پردازد، اما با بروز حوادثي جادويي به تدريج كور و ضعيف مي شود و در پايان به شكل فجيعي از بين مي رود.خدا را شكر يكي از بچه هاي مجله، درمدار جنون را قبلا خوانده بود و يادش بود كه داستان در مدار جنون هيچ ربطي به دنياي جادوگري اي كه رولينگ در كتابش تصوير كرده ندارد.كه طنطل عنصر مبهم و ماورايي است وهيچ ربطي به جن هاي خانگي حقير و مظلوم هري پاتر ندارد. كه حتي سرو كلة اشرف پهلوي هم در داستان آقاي مالكي پيدا مي شودوبه اين ترتيب وجه تاريخي و واقعي داستان پررنگ تر مي شود.
نمونه های خارجی:
همچنین در ادامه آقای جواد رسولی مطلبی را بیان میکنند که مقایسه ی این ماجرا بین یک نمونه خارجی و ایرانی و شباهت میان آن هاست.
آيا رولينگ يك سارق ادبي است؟

از بين خارجي ها معروف ترين كسي كه چنين ادعايي دارد، يك خــانـم آمريكايي است كه بخــش هــايـي از مـصاحـبه اش با سي ان ان را اين جا آورده ايم. نمونة ايراني قضيه هم حسين مالكي است كه گفت و گوي بچه ها را با او خوانديد. بعد ديگر نوبت شماست كه فكر كنيد چقدر مي شود حرف هاي اين دو نفر را جدي گرفت؟
دنياي هري پاتر، جادوگر جوان، پر از ماگل است؛ اصطلاحي كه جادوگران براي مردم عادي به كار مي برند. در كتب نانسي استافر هم ماگل ها وجود دارند. موجودات كوچكي كه از دو پسر بچة يتيم مواظبت مي كنند و خوشبختي را به زندگي آن ها مي آورند. نانسي مي گويد كه او صاحب كلمة ماگل است، نه نويسندة كتاب هاي هري پاتر. اين طور نيست نانسي؟
بله. من فكر مي كنم هيچ شكي در اين نيست كه خانم رولينگ، شخصيت ها و صحنه هايش را از شماري از منابع مختلف برداشته است. بعضي وقت ها اين كار اشكالي ندارد. مثلا استفاده از افسانه هاي قديمي. اما خيلي جاها هم از كار نويسنده هاي ديگري استفاده كرده كه معاصر هستند و آثارشان را زودتر از او نوشته اند. متأسفانه در اين مورد خاص، او چيزهايي را هم از كتاب من برداشته.
اسم كتاب تو هست افسانه ره و ماگل ها (Legend of Rah and Muggles). كي اين كتاب را نوشتي؟
اين كتاب سال 1984 نوشته شد.
و كجا توزيع شد؟
خب، اين كتاب در نقاط مختلف كشور توزيع شد و البته اول در شرق و ساحل شرقي به بازار آمد. در جريان نمايشگاه كتاب نورنبرگ آلمان، كتاب به بازارهاي اروپا هم آمد.
تيراژ كتاب چقدر بود؟
چاپ اولش تقريبا در صد هزار نسخه به بازار آمد.
به نظر تو چقدر ممكن است اين اتفاق، تعمدي و با قصد و نيت قبلي باشد يا فقط برحسب اتفاق، اين شباهت ها بين كتاب تو و هري پاتر به وجود آمده باشد؟
شباهت ها زياد هستند. اسم يك شخصيت كتاب من لري پاتر است كه شباهت بيش از حدي به هري پاتر دارد. ليلي (نام مادر هري) عينا در كتاب من هست. نيمبوس كه در كتاب خانم رولينگ اسم يك مدل دسته جارو است و همين طور ماگل ها همه در كتاب من آمده. اگر شباهت ها در يك يا دو مورد بود، مي شد پذيرفت كه اين تصادفي بوده. اما وقتي تعداد به شش تا و هشت تا مي رسد، ديگر معلوم است كه كار از اين حرف ها گذشته.
نانسي، آيا دربارة اين كه جي كي رولينگ چطور به كتاب تو دسترسي پيدا كرده، هيچ اطلاعاتي داري؟ آيا رولينگ هيچ وقت در زماني كه كتاب تو چاپ شده، در آمريكا بوده؟

خب، حداقل سه چهار راه براي دسترسي خانم رولينگ به كتاب وجود داشته. ما فكر مي كنيم رولينگ در دهه 80 احتمالا براي انجام يك پروژة تحقيقاتي در منطقة بالتيمور بوده. منطقه اي كه بدون شك، يكي از نقاط اصلي توزيع كتاب من هم بوده. از طرفي كنجكاوي برانگيز است كه در يكي از كپي رايت هاي ثبت شدة انتشارات اسكولاستيك، خانم رولينگ به عنوان يك شهروند آمريكايي در فهرست آمده، در حالي كه ايشان مدعي است تا پيش از مشهور شدن كتاب هايش در آمريكا، هيچ وقت به اين كشور نيامده. قبلا هم گفتم كه كتاب من در نمايشگاه كتاب سال 1987 آلمان عرضه شده بود. مطمئن ام خيلي از اروپايي ها و احتمالا خانم رولينگ در اين نمايشگاه شركت كرده بودند. يكي از شركت كنندگان معتبر در اين نمايشگاه، صاحب يك كتابفروشي معروف در لندن بود. بعيد نيست كه آن ها از كار من خوششان آمده باشد. از طرفي، اين كتاب فروشي يكي از آن هايي است كه خانم رولينگ به آن رفت و آمد دارد. ضمن اين كه هميشه بايد تصادف را هم جدي گرفت. مثلا اين كه يكي از ويراستارهاي رولينگ يا ناشرش به كتاب بر خورده باشند و آن را به او نشان داده باشند
۳-رولینگ جواب پر بیننده ترین سوال را داد...۸اسفند
رولینگ سایت رسمی خودش را آپدیت کرد و به سوالی که مد نظر هزاران هزار طرفدار هری پاتری بود , پاسخ داد
به گزارش سایت وریتاسروم این سوال که چندین ماه فکر خواننده های هری پاتر را به خود مشغول کرده بود , توانست با 46 درصد آرا از طرف طرفداران مقام اول پاسخ به سوالات را در اختیار بگیرد و با محبوبیت چشمگیر در صدر درخواست به پاسخ قرار بگیرد
جواب سوال رولینگ به این پرسش باعث شد که جنب و جوشی عظیم در سایتهای هری پاتری به راه بیا افتاد
سایتها خبری نوشتند که بلاخره رولینگ مجبور به پاسخ این سوال شد که بعد از مردن شخص رازدار چه اتفاقی برای راز خواهد افتاد ؟
در گزارش سایتها آمده بود که رولینگ پاسخ قطعی به این سوال داد و جوابش پایانی برای نظرها و بحث های طولانی و پاسخ های بدون نتیجه در مورد این سوال بود ...
در ادامه متن ...
در زیر سوال و جواب آن آمده است :
زمانیکی یک شخص رازدار میمرد چه اتفاقی برای راز رخ خواهد داد ؟
- من وقتی دیدم این سوال پر ببینده بود و برنده شد بسیار متعجب شدم , چونکه این اولین سوالی نبود که من بخوام بهش رای بدم ... اما حالا , اگر این همون چیزیه که شما میخواید بدونید , این است جواب انچه که شما میخواهید بدانید !
زمانیکه یک رازدار بمیرد , رازشان نیز به همراه انها میمرد و یا اینکه, ان از روشی دیگر پوشیده میشود , در این موقعیت , وضعیت رازشان باقی خواهد ماند چنانکه در آن لحظه فرد مرده است . کسانی که مورد اعتماد راز دار بوده اند همچنان می توانند به اطلاعات پنهان دست رسی داشته باشند ، اما هیچ کس دیگری نمی تواند !
مثل اینکه موضوع اینکه طلسم فیدِلیوس چگونه کار میکنه رو همگی به راحتی فراموش کردید ! جواب این سوال به طور کامل در زندانی ازکابان اورده شده :
"یک طلسم بسیار بسیار پیچیده! شامل یک راز پنهان , آن هم پنهان در روح . تمامی اطلاعاتی که درون فرد برگزیده و یا رازدار وجود دارد , در روحش پنهان میشود . پی بردن به اطلاعات داخل فرد , به هیچ وجه امکان پذیر نیست و کشف چنین چیزی غیر ممکن هست البته , مگر اینکه خود رازدار بخواهد انها را بازگو و فاش نماید" ( کتاب هری پاتر و زندانی ازکابان )
به عبارتی دیگر , یک راز ( محل اختفای یک خانواده , مثل خانواده پاترها ) جادو شده تا اینکه آن راز توسط یک فرد , محافظت میشود ( به طور مثال پیتر پتیگرو و یا همان ورمیتل ) . حتی اگر یکی از پاتر ها گرفته شده بود , و او را وادار به خوردن معجون حقیقت میکردنند و یا تحت طلسم فرمان قرار میدادند , موفق نمیشدند که از زبان او نام محل اختفای 2 فرد دیگر و یا راز را بیرون بکشند . تنها کسی که میتوانست انها را لو دهد فقط یکنفر بود که از محل دقیق و درست خانواده پاتر با اطلاع بود که همنجور که گفته شده همان ورمیتل بود . البته که هیچ کدام از انها توانایی گرفتن اطلاعات رو از شخصی دیگرنداشتند
۴-کتاب ششم و حکم مجازات سارقان...۸ اسفند
روز قبل اخرین جلسه دادگاه برای صادر کردن حکم برای سارقی که قبل از اینکه کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه منتشر شود ان را دزدیده بود ؛ به پایان رسید
همانگونه که در تاریخ 14 و 17 خرداد ماه امسال اعلام کردیم , سارقی که چندین روز مانده بود به انتشار کتاب شاهزاده دورگه ؛ دو نسخه از ان را دزدیده بود و با داشتن اسلحه گرم قصد داشت آن رو به چندین روزنامه بفروشد تا انها نیز در روزنامه شان چاپ کنند با تلاش پلیس منطقه دستگیر و مقامات قضایی انگلستان تحویل داده شد ...
در ادامه متن ...
هارون لامبر 20 ساله که یکی از کارمندان گارد امنیتی توزیع کتاب بود در 2 ژوئن 2005 میلادی یعنی 6 هفته قبل از انتشار رسمی کتاب از یک مرکز محافظت کننده کتاب 2 نسخه از ان را دزدید و با چندین دفتر روزنامه تماس برقرار کرد و به انها مبلغ 50 هزار پوند انگلیس ( 90 هزار 880 دلار ) بابت فروش هر کتاب به روزنامه ها پیشنهاد کرد , دفتر روزنامه های انگلیسی با و موافقت کردند و قرار شد روز بعد یعنی 3 ژوئن در مکانی با هم مذاکره کنند , اما این به همان راحتی که لامبرد برنامه ریزی کرده بود نبود ؛ نمایندگان روزنامه ها در روز 3 ژوئن به مکان ملاقات رفته و وانمود کردند که برای معامله و خرید کتاب به ان مکان امده بودند و بعد هم موضوعاتی پیش امد که باعث شلیک گلوله و بعد هم سر رسیدن پلیس شد
هارون لامبر که به اتهام سرقت 2 نسخه از کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه قبل از انتشار و شلیک گلوله در منطقه ای مسکونی به خبرنگاری دستگیر شده بود , روز پیش توسط هیت منصفه دادگاه به چهار و نیم سال زندان محکوم شد
۵-سایر:بازیگر هری پاتر دست نوشته ی رولینگ را ۳۰۰۰۰ پوند خرید....۹ اسفند
دنيل رادكليف ستاره 16 ساله سري فيلم هاي هري پاتر، مبلغ سي هزار پوند را در مزايده بنياد خيريه اي كه كتاب هايي را به مدارس آفريقا اهدا مي كند، براي خريد دست نوشته جي. كي. رولينگ پرداخت.
دانيل رادكليف، ستاره 16 ساله سري فيلم هاي پرفروش هري پاتر، سي هزار پوند را در مزايده بنياد خيريه اي كه كتاب هايي را به مدارس آفريقا اهدا مي كند، براي خريد دست نوشته "جي. كي. رولينگ" پرداخت....
در ادامه متن ...
اين دست نوشته كه شجره خانوادگي Sirius Black پدرخوانده شخصيت هري پاتر است، توسط رولينگ به Book Aid International اهدا شده بود تا اين بنياد با فروش آن بتواند كتاب هايي را براي مدارس آفريقا خريداري كند
رادكليف در اين مزايده علاوه بر دست نوشته رولينگ، دست نوشته هاي دو نويسنده ديگر را با پرداخت 4680 پوند خريداري كرد.
"سارا هريتي" مدير اين بنياد خيريه به بي بي سي گفت: «ما توانستيم بيش از 63 هزار پوند جمع آوري كنيم كه جمع آوري اين مبلغ را حتي به خواب هم نمي ديديم!»
علاوه بر جي. كي. رولينگ، 44 نويسنده ديگر نيز آثار خود را براي شركت در اين مزايده به بنياد خيريه اهدا كرده بودند كه از آن جمله مي توان به "پي دي جيمز" نويسنده آثار جنايي و "ژاكلين ويلسون" نويسنده كتاب هاي كودكان اشاره كرد.
بنياد Book Aid International علاوه بر تجهيز كتابخانه هاي مدارس آفريقا، كتاب هايي را نيز به بيمارستان ها و دانشگاه هاي آفريقا و اردوگاه هاي پناهندگان اهدا مي كند
۶-هری پاتر پنجمین فیلم پر فروش دنیا شد...۹ اسفند
هری پاتر و جام آتش"، چهارمین فیلم از مجموعه بسیار موفق هری پاتر، با عبور از مرز فروش 600 میلیون دلاری در سطح جهان، پنجمین فیلم پرفروش تاریخ سینما در عرصه بینالمللی لقب گرفت.
در عرصه فروش جهانی "تایتانیک" ساخته جیمز کامرون همچنان با 2/1 میلیارد دلار فروش و با فاصلهای بسیار زیاد نسبت به فیلمهای دیگر در رده اول قرار دارد، "ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه" به کارگردانی پیتر جکسن با 752میلیون دلار دوم است و "هری پاتر و سنگ کیمیا" و "هری پاتر و تالار اسرار" (هری پاترهای اول و دوم) به ترتیب با 657و 616 میلیون دلار در ردههای سوم و چهارم ایستادهاند...
در ادامه متن ...
"هری پاتر و زندانی آزکابان" هم با 545 میلیون دلار فروش، نهمین فیلم موفق تاریخ سینما در سطح جهان است.
"هری پاتر و جام آتش" از زمان اکران خود در نوامبر سال گذشته توانسته 91 میلیون دلار در ژاپن، 84 میلیون دلار در بریتانیا، 62 میلیون دلار در آلمان، 55 میلیون دلار در فرانسه، 26 میلیون دلار در استرالیا، 23 میلیون دلار در اسپانیا و 21 میلیون دلار مکزیک به حساب مدیران استودیو برادران وارنر بریزد. اگر فروش این فیلم در داخل مرزهای ایالات متحده و کانادا را هم در نظر بگیریم، هری پاتر چهارم در رده هشتم فیلمهای پرفروش تاریخ سینما قرار میگیرد.
تولید پنجمین فیلم از مجموعه هری پاتر با عنوان "هری پاتر و محفل ققنوس" به کارگردانی دیوید ییتس از مدتها پیش آغاز شده و فیلم سال آینده اکران میشود
۷-سالگرد تولد و جادوگر ماه...۱۰ اسفند
جادوگر این ماه با تولد یکی از شخصیتهای داستان هری پاتر گره خورده
رولینگ امروز سایت رسمی خودش را آپدیت کرد و اعلام کرد امروز اول مارس برابر با روز تولد رونالد ویزلی , یکی از دوستان سرخ موی هری پاتر در داستانهای هری پاتر میباشد ؛ علاوه بر آن رولینگ در این آپدیت جادوگر این ماه را نیز اعلام کرد .
بر اساس اعلام رولینگ جادوگر این ماه , ديسی ددّريدگه میباشد
او در سالهای بین 1467 و 1555 زندگی میکرده , و اولین زن مالک , پاتیل درزدار بود
۸-چرا هری پاتر می خوانند...۱۱ اسفند
در سال ۱۹۹۷ زن اسکاتلندی گمنامی به نام جی کی رولينگ کتاب داستانی برای کودکان منتشر کرد که هيچکس برای آن موفقيتی چنين بزرگ را پيش بينی نمی کرد. طی چند سال و با انتشار جلدهای بعدی رمان، هری پاتر، قهرمان اين داستان، به محبوب ترين و نامی ترين چهره داستانهای تخيلی و جادويی بدل شد.
از سری داستانهای هری پاتر که تاکنون ۶ جلد آن منتشر شده، حدود ۳۰۰ ميليون نسخه در سراسر جهان به فروش رفته و به بيش از ۶۰ زبان ترجمه شده و در حدود ۲۰۰ کشور جهان خوانده می شود.
خوانندگان و منتقدان از ديدگاه های گوناگون به رمان هری پاتر نگاه کرده اند، نکات برجسته آن را کاويده اند و سعی کرده اند بارزترين جنبه آن را، که محبوبيت کم نظير آن را باعث شده، شناسايی کنند ...
در ادامه متن ...
سيد ابراهيم نبوی نويسنده و طنزپردازی که به هری پاتر علاقه ای خاص دارد، معتقد است که هری پاتر، فراخوانی است به دنيای ساده و بی غل و غش کودکی که در دل تمام آدميان زنده است، و همين است که آن را برای بزرگسالان نيز جذاب می سازد.
به عقيده ابراهيم نبوی همه انسانها در تکاپوی زندگی به دنيايی زيبا، روح بخش و رؤيايی نياز دارند. نيروی تخيل و دنيای رنگين خيال به آنها توان تازه ای می دهد تا از بندهای اسيرکننده زندگی روزمره رهايی يابند
او عقيده دارد که هری پاتر عناصر تازه ای را به دنيای قصه های افسانه ای، که پيشينه ای هزاران ساله دارد وارد کرده و به ژانر ادبيات کودکان و نوجوانان ابعاد تازه ای بخشيده است.
هری، شهسوار بی باک دنيای جادوگران است که نيروی شگرف خود را در راه خير و نيکی به کار انداخته و بی باکانه با عفريت های بدخواه و شرور درافتاده است. او آدمهای پليد و بدجنس را از يک دردسر به دردسری ديگر می اندازد و از خطرناکترين دامها پيروز و سرفراز بيرون می جهد.
سحر يک دختر ۱۷ ساله تهرانی است. او دانش آموز است و شيفته هری پاتر. قهرمان دلير و چالاک مجموعه ای که تقريبا همه کودکان و نوجوانان جهان با نام و کارهای شگفت انگيز او آشنايی دارند.
هری پاتر يکسره در دنيای اسرارآميز سحر و جادو می گذرد که سازوکار آن با دنيای آشنای ما متفاوت است، اما اين دنيا در کتاب خانم رولينگ چنان ماهرانه و پرکشش و با تصاويری چنان زنده معرفی شده، که خواننده آن را باور می کند و به يک معنی در ماجراهای آن سهيم می شود.
از سال ۱۹۹۷ تا کنون نسلی به همراه هری پاتر شکل گرفته و پا به پای آن پسرک شيردل بزرگ شده است. جوانان و نوجوانان اين نسل در هری پاتر دوستی يکدل يافته اند که نگرانی ها و شادی های او را به خوبی درک می کنند. آنها با هری همدل و هم احساس هستند.
شيرين ابراهيمی که رشته کتابهای هری پاتر را با دقت خوانده، موفقيت هری پاتر را در ايجاد تقابل های تازه می داند که با تضاد آشنا و قديمی خير و شر برخوردی تازه دارد و رمان را از شور و هيجانی بی سابقه پر می کند. اين تنش های تازه در ادبيات کودکان بی سابقه است. ماجراهای خيال انگيز در اين رمان برخلاف سنت مألوف گذشته، در دنيای آرام و ساده کودکان پيش نمی رود، بلکه در دنيای واقعی بزرگسالان جاری می شود، با تمام مشکلات و پيچيدگی های آن.
اما چگونه است که جهان هری پاتر، دنيای جادويی و غريبی که توسط خانمی بريتانيايی در اروپا خلق شده، مرزهای فرهنگی و جغرافيايی را در هم نورديده و در چهار گوشه جهان مشتاقانی بی شمار پيدا کرده است؟
به گفته شيرين ابراهيمی هری پاتر اين ظرفيت و توانايی را دارد که با تمام فرهنگها به آسانی رابطه برقرار کند
ابراهيم نبوی نيز بر آن است که هری پاتر قيدوبندهای زمانی و مکانی را درهم شکسته و همين آن را قادر ساخته که فراتر از مرزهای اقليمی و فرهنگی، با روح و احساس تمام انسانها رابطه برقرار کند.
کامبوزيا پرتوی، فيلمساز و فيلمنامه نويس که نقش خيال در کارهايش نمودی برجسته دارد، بر آن است که تنوع فرهنگی دنيای معاصر، گسترش داستانها و افسانه های تخيلی از راه فيلم و کارتون در سراسر جهان، ذهن نوجوان امروز را برای پذيرفتن دنيای هری پاتر آماده کرده است.
ستاره، دنيای سحر و جادو را از بن مايه های عام و مشترک در نهاد آدميان می داند. به نظر او سرگذشت هری پاتر بر پايه همين بنمايه های بنيادين استوار است
ويدا اسلاميه که او را بهترين مترجم هری پاتر به زبان فارسی می دانند، بر جنبه های عام بشری در رمان انگشت می گذارد: "درونمايه های عام انسانی، در ميان تمام ملتها و اقوام و افراد، مشترک است و مرزهای تاريخی و جغرافيايی نمی شناسد."
اما هری پاتر به عنوان يک اثر ادبی چه جايگاهی دارد؟ شيرين ابراهيمی پيش از هرچيز شگردهای قصه گويی و فوت و فن های روايت گری هری پاتر را قوی می داند
به نظر او سبک و شکل روايت ادبی در اين کار جنبه فرعی دارد. اصل روايت ماجراهای جالب و غيرقابل پيش بينی است که خواننده را درگير می کند و او را با خود به دنيايی اسرارآميز می کشد.
سانا وطنی هم که با ادبيات جدی و کلاسيک آشنايی دارد، از نظر ادبی برای هری پاتر ارزشی قائل نيست. به نظر او خانم رولينگ قصه گو يا روايتگر چيره دستی است، اما از شگردها و سبکهای ادبی هيچ چيز نمی داند
ابراهيم نبوی ارزش رمان هری پاتر را نه در پيروی از معيارها و ارزشهای ادبی، بلکه در خلق دنيايی زنده و رنگين و بديع می داند که يکراست بر احساسات خواننده تأثير می گذارد.
به نظر او خواننده برای ارزش ادبی نيست که به سراغ هری پاتر می رود. مردم با باز کردن کتاب هری پاتر وارد دنيايی زيبا و اسرارآميز می شوند، به سفری جادويی می روند که به روح و روان آنها آسايش می بخشد
از روی سری داستانهای هری پاتر تا کنون چهار فيلم سينمايی ساخته شده و به تازگی پنجمين فيلم هم جلوی دوربين رفته است، به نام هری پاتر و محفل ققنوس. در آخرين فيلم هم طبق معمول دانيل رادکليف نقش هری پاتر را بازی می کند و تمام فيلم در بريتانيا فيلمبرداری می شود .
اما تقريبا تمام دوستاران هری پاتر کتابهای او را بر فيلمهايش ترجيح می دهند. شيرين ابراهيمی هم عقيده دارد که برای کسی که کتاب را خوانده باشد، فيلم ها جذابيت زيادی ندارند.
اما يک نکته را نبايد ناگفته گذاشت. همه هری پاتر را دوست ندارند، يا به يک اندازه از ماجراها و کارهايش به شوق نمی آيند. برخی آن را سطحی و ساده و حتی مبتذل می دانند، حتی برخی از کودکان و نوجوانان نمی توانند با او همدلی کنند.
در ايران هری پاتر با استقبالی بسيار بالا روبرو شده است. از هر جلد آن ترجمه های گوناگون و چاپهای متعددی با تيراژ بالا به بازار آمده است. ويدا اسلاميه می گويد که در ايران از کودک ۷ ساله تا پيران ۷۰ ساله خوانندگان اين رمان هستند.
خانم اسلاميه از رواج نوعی ادبيات هری پاتری در ميان جوانان ايرانی سخن می گويد که به الهام از رمان هری پاتر پديد آمده است. نشانه های اين ذوق و خلاقيت را به ويژه در سايتها و وبلاگ های فارسی می توان به روشنی ديد
اما هری پاتر به کجا می رسد؟ باشگاه دوستداران هری پاتر به کجا می انجامد و چه سرنوشتی در انتظار نسلی است که هری پاتر ذهن و جان آنها را مجذوب کرده است؟
ابراهيم نبوی عقيده دارد که اين تب دير يا زود فرو کش می کند. داستان با جلد هفتم به آخر می رسد و احتمالا کتابهای آن هم رفته رفته از کتابفروشی ها ناپديد می شود. اما نسلی که هری پاتر را خوانده، همواره با آن خواهد زيست و جاذبه آن را تا سالهای سال در دل و ذهن خود حمل خواهد کرد.
۱۰-آلفونسو کارون...کارگردان آینده ی هری؟...۱۱ اسفند
آلفونسو كارون كارگردان هري پاتر و زنداني آزكابان اخيرا مصاحبه اي با سايت ComingSoon.net داشته كه در جواب اين سوال كه آيا امكان دارد كارگردان فيلم آينده هري پاتر او باشد ،درحالي كه لبخندي بر لب داشت جواب داد، امروز جواب من اين است: نه، ولي مي توانم به شما بگويم كه 2 سال توليد فيلم سوم هري پاتر از زيباترين لحظات زندگي من بود. چيزي كه رولينگ خلق كرده به همه انرژي مثبت مي دهد، اين دنيا دنيايي فانتزي است كه به راحتي مي شود با آن ارتباط برقرار كرد.
نمي دانم اگر در آينده به من اين پيشنهاد شود من قطعا چه جوابي خواهم داد. چون كار قبلي تجربه خوبي براي من بود ولي زياد موافق نيستم كه بخواهم دوباره با كادر قبلي كار كنم.
بای